ساقیا آمدن عید مبارک بادت

 

نوع مطلب :ادبیات ،عمومی ،

نوشته شده توسط:ابراهیم

سال 93 از راه رسید. سال 92 که گذشت اتفاقهای زیادی با خودش داشت. خوب و بد.
شاید مهمترینهاش انتخابات ریاست جمهوری و رفتن احمدی نژاد بود. امیدوارم اتفاقهای خوب سال 92 برای شما بیشتر از اتفاقهای بد اون بوده باشه.
سال 93 هم امیدوارم برای همه سال بهتری باشه. انشاءالله که اتفاقات خوبی که توقعشون رو نداریم ما رو سورپرایز کنن و اتفاق بیفتن. امیدوارم تندرستی و شادی و موفقیت و پول همراه همیشگی شما باشه.

ساقیا آمدن عید مبارک بادت

ادامه مطلب

تو باور نکن

 

نوع مطلب :ادبیات ،

نوشته شده توسط:ابراهیم

شعر سید علی صالحی با صدای خسرو شکیبایی زیبایی دو چندان داره:

سلام!
حال همه‌ی ما خوب است
ملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خیالی دور،
که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گویند
با این همه عمری اگر باقی بود
طوری از کنارِ زندگی می‌گذرم
که نه زانویِ آهویِ بی‌جفت بلرزد و
نه این دلِ ناماندگارِ بی‌درمان!


تا یادم نرفته است بنویسم
حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بود
می‌دانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازه‌ی باز نیامدن است
اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی
ببین انعکاس تبسم رویا
شبیه شمایل شقایق نیست!
راستی خبرت بدهم
خواب دیده‌ام خانه‌ئی خریده‌ام
بی‌پرده، بی‌پنجره، بی‌در، بی‌دیوار ... هی بخند!
بی‌پرده بگویمت
چیزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شد
فردا را به فال نیک خواهم گرفت
دارد همین لحظه
یک فوج کبوتر سپید
از فرازِ کوچه‌ی ما می‌گذرد
باد بوی نامهای کسان من می‌دهد
یادت می‌آید رفته بودی
خبر از آرامش آسمان بیاوری!؟
نه ری‌را جان
نامه‌ام باید کوتاه باشد
ساده باشد
بی حرفی از ابهام و آینه،
از نو برایت می‌نویسم
حال همه‌ی ما خوب است
اما تو باور نکن!



خر

 

نوع مطلب :ادبیات ،

نوشته شده توسط:ابراهیم

اگر بر خری زینی از زر نهی
جُلش را ز دیبای احمر دهی

بجای كَهَش گر دهی زعفران
به هنگام جو، نُقل و جوز گران

اگر جای آبش دهی شهد ناب
كنی طوق گردن، بسی دُر شاب

سوارش شود گر امام زمان
وگر جبرئیلش بگیرد عنان

به هنگام جو باز عرعر كند
همان نعره های خری سر كند

شاعرش رو هم نمیدونم

گوشواره!

 

نوع مطلب :ادبیات ،عمومی ،

نوشته شده توسط:رضوانه

ننه گفت: " این را بدان، همیشه آویزه ی گوشَت باشد دخترم: انگشت اتهام مردها، درست مثل عقربه ی قطب نما كه در همه حال رو به شمال می ایستد، همیشه رو به زن ها نشانه می رود. همیشه این یادت باشد مریم"

 هزار خورشید تابان، خالد حسینی

نه نازنین تو نیستی تو را بهانه کرده اند

 

نوع مطلب :ادبیات ،عمومی ،

نوشته شده توسط:رضوانه


نه نازنین تو نیستی تو را بهانه کرده اند
به جرم هتک حرمتت مرا نشانه کرده اند

مرا به جرم خستگی به جرم پر شکستگی
مرا به جرم اعتراض برون ز لانه کرده اند

به جرم روح نرمشان به جرم فهم و درکشان
زنان میهن مرا اسیر خانه کرده اند

جوان ما بزرگ بود به هر نقاب و معجری
تدبر نبرد را چه ناشیانه کرده اند

خیالشان فرو کشد ز خشمشان نبرد ما
مگر ز یاد برده ایم چه با ترانه کرده اند

مگر ندای ما نبود که در گلو شکسته شد
خیالشان تمام شد که جاودانه کرده اند

چقدر در زمان من اسیر پر ابهت است
قفس پر از کبوتران چه احمقانه کرده اند

نه نازنین مخور تو غم نگشته از تو هیچ کم
تو خوب من بهانه ای مرا نشانه کرده اند

مریم صفری



امضا می دهم

 

نوع مطلب :ادبیات ،

نوشته شده توسط:ابراهیم

با "زیر" مخالفی بگـــو "بــم" بشوم

لبخند بـــزن  مقابلت  خــم  بشوم

 

تو یک کلمه بگو که "حوّا " ی منی

من امضا می دهم که "آدم" بشوم


شعر از خلیل جوادی



بلوار ایرج میرزا را به او باز گردانید

 

نوع مطلب :ادبیات ،عمومی ،

نوشته شده توسط:رضوانه


نمی دونم شنیدین یا نه كه تو مشهد اسم بلوار ایرج میرزا رو عوض كردن و گذاشتن جلال آل احمد و دلیلی كه براش آوردن هم نوع شعرهای ایرج میرزاست.
 اگه قراره اسم ایرج از این بلوار به این دلیل برداشته بشه پس باید در آینده منتظر حذف نام سعدی، مولانا و عبید زاكانی هم باشیم چون اونا هم از این جور شعرا كم ندارن.
 سایت ماتینه بیانیه ای در اعتراض به این عمل شهرداری مشهد از طرف جمعی از طنزپردازان نوشته كه من عینا اون رو كپی كردم اینجا و ازتون می خوام اگه شما هم معترضین این كار رو بكنین:

.: خدا :.
بیانیه‌ی جمعی از طنزپردازان در اعتراض به اقدام موهن شهرداری مشهد

شهرداری مشهد نام بلوار «ایرج میرزا» را در این شهر تغییر داده است و در توجیه اقدام خود بر روی پرده‌ی بزرگی، در یکی از معابر، اطلاعیه‌ای را منتشر نموده که از آن برداشتی جز عدم آگاهی از شاخصه‌های فرهنگی و ادبی چیز دیگری استنباط نمی‌شود. آنچه بیش از تغییر نام بلوار تاسف‌برانگیز است، توضیحات نامناسب، ناآگانه و اهانت‌آمیز درباره‌ی این چهره‌ی ادبی است.

ادبیات محل بازآفرینی و انعکاس واقعیات جامعه است. این انعکاس در آثار بسیاری از چهره‌های کهن و معاصر کشور به چشم می‌خورد. با دیدگاه شهرداری مشهد باید نام بسیاری از خیابان‌ها، میادین و ابنیه را در سطح کشور تغییر داد. زیرا که سعدی، مولانا، عبید زاکانی و بسیاری دیگر از ستارگان ادبیات ایران در آثار خود نکاتی را انعکاس داده‌اند که ممکن است با سلیقه‌ی کسانی همخوانی نداشته باشد. اما معیار رویارویی با مفاخر فرهنگی نباید سلیقه‌ی فردی یا گروهی در یک محدوده‌ی مکانی و زمانی باشد. میزان اعتبار فرهنگی هر شخصیتی در عرصه‌ی ناخود‌آگاه جمعی و تاریخی یک ملت تعیین می‌شود.

ما جمعی از طنزپردازان ضمن اظهار تاسف از این اقدام غیرفرهنگی و اعتراض به آن، از شهرداری و شورای شهر مشهد می‌خواهیم از این پس در مواجهه با مفاخرکشور با احتیاط و آگاهی بیشتری روبرو شود و ضمن بازگرداندن نام «ایرج میرزا» به این بلوار، بخاطر اقدام ناصواب و ناصحیح خود عذرخواهی نمایند.


پ ن : اینم لینك اصلی بیانیه تو سایت ماتینه





تفنگت را زمین بگذار

 

نوع مطلب :ادبیات ،عمومی ،

نوشته شده توسط:ابراهیم

تفنگت را زمین بگذار...

تفنگت را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجار
تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کن
ندارم جز زبانِ دل -دلی لبریزِ مهر تو-
تو ای با دوستی دشمن.

زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزی ست
زبان قهر چنگیزی ست
بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید.

برادر! گر که می خوانی مرا، بنشین برادروار
تفنگت را زمین بگذار
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسان کش برون آید.

تو از آیین انسانی چه می دانی؟
اگر جان را خدا داده ست
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه غفلت، این برادر را
به خاک و خون بغلطانی؟

گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی
و حق با توست
ولی حق را -برادر جان-
به زور این زبان نافهم آتشبار
نباید جست...

اگر این بار شد وجدان خواب آلوده ات بیدار
تفنگت را زمین بگذار...

فریدون مشیری


عماد خراسانی

 

نوع مطلب :ادبیات ،

نوشته شده توسط:ابراهیم

عمادالدین حسنی برقعی ، معروف به عماد خراسانی در سال  ۱۳۰۰ و در مشهد به دنیا آمد و از دوازده سالگی سرودن شعر را آغاز کرد، در جوانی "شاهین" تخلص می کرد. سپس فریدون مشیری تخلص " عماد" را برای وی برگزید. در بهمن ماه سال 1382 بود که دیگه از سرودن شعر جدید باز موند و به قول معروف "غزل خداحافظی رو خوند".
عماد از غزلسرایان مشهور معاصره که بعضی از اشعارش بسیار معروف شده اندیکی از اونها این بیته «عهد کردم که دگر می‌‌ نخورم در همه عمر / به‌جز از امشب و فرداشب و شبهای دگر».

غزل "خوب شد آمدی" یکی از اشعار عماد خراسانیه :

رفته بودی تو و دلمرده ز رفتار تو من
خوب شد آمدی ای کشته ی دیدار تو من

ستمت گر چه فزون است و وفا کم، غم نیست
کم کَمَک ساخته ام با کم و بسیار تو من

هر دلی نیست عزیز دل من، لایق صید
باش همواره تو صیاد و گرفتار تو من

این سه ارزانی هم باد الهی همه عمر
بخت یار تو و تو یار من و یار تو من

هیچ دانی که در این دوری یک ماهه چه رفت
یا چه دیدم ز غم و حسرت دیدار تو من

سال ها پیر شدم لیک جوان خواهم شد
لب نهم باز چو بر لعل شکربار تو من



شطرنج

 

نوع مطلب :عمومی ،ادبیات ،

نوشته شده توسط:ابراهیم

از پس پرده نگاه کن، مثل شطرنجه زمونه
هر کسی مثل یه مهره توی این بازی می مونه

یکی مثل ما پیاده، یکی صد سال سواره
یه نفر خونه به دو شه، یکی دو تا قلعه داره

یه طرف همه سیاه و یه طرف همه سفیدن
روبروی هم یه عمره ما رو دارن بازی می دن

اونا که اول بازی توی خونه ی تو و من
پیش پای اسب دشمن، اون همه سربازُ چیدن

ببین امروزم تو بازی میون شاه و وزیرن
هنوزم بدون حرکت پشت ما سنگر می گیرن

تاج و تخت شاه دیروز، درِ قلعشون نمی شه
به خیالشون که این تاج سرشونه تا همیشه

یادشون رفته که اون شاه که به صد مهره نمی باخت
تاج رو از سرش تو میدون لشکر پیاده انداخت!

اون كه ما رو بازی میده،
اونه كه مهره رو چیده
اون كه نه شاهه، نه سرباز
نه سیاهه، نه سفیده.
از پس پرده نگاه كن!

-----------------------------------------------
ترانه سرا: روزبه زاده
آهنگ: داریوش اقبالی
خواننده: داریوش اقبالی


  • تعداد کل صفحات:5 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  


 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic